9 لباسی که افسردگی به تن می‌کند و چگونگی تشخیص آن‌ها

9 لباسی که افسردگی به تن می‌کند و چگونگی تشخیص آن‌ها

همه ما ممکن است کم و بیش دوره‌های غم و اندوه را در زندگی­مان تجربه ­کنیم. این احساسات بسته به شرایط معمولاً طی چند روز یا چند هفته از بین می‌روند. اما غم و اندوه عمیقی که بیش از دو هفته طول می‌کشد و توانایی شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد، ممکن است نشانه افسردگی باشد. برخی از علائم رایج افسردگی عبارتند از:

  • احساس عمیق غم و اندوه
  • احساس بی‌ارزشی یا ناامیدی
  • تغییر در اشتها و خواب
  • کمبود انرژیو عدم توانایی تمرکز در گذراندن فعالیت‌های عادی خود
  • عدم علاقه به چیزهایی که قبلاً از آن‌ها لذت می‌بردید
  • کناره‌گیری از دوستان
  • فکر کردن به مرگ یا افکار خودآزاری

افسردگی به ‌طور متفاوتی بر همه تأثیر می‌گذارد و ممکن است فقط برخی از این علائم را داشته باشید. همچنین ممکن است علائم دیگری نیز داشته باشید که در اینجا ذکر نشده است. به خاطر داشته باشید که داشتن گاه‌ به‌ گاه بعضی از این علائم بدون داشتن افسردگی نیز امری طبیعی است. اما اگر آن‌ها شروع به تأثیر بر زندگی روزمره شما کنند، ممکن است نتیجه افسردگی باشد.

انواع مختلفی از افسردگی وجود دارد که در برخی از علائم مشترک هستند، اما تفاوت‌های اساسی نیز در بین آن‌ها وجود دارد. در اینجا نگاهی به انواع افسردگی و چگونگی تأثیر آن بر افرادمی­اندازیم.

افسردگی اساسی

افسردگی اساسی به ‌عنوان اختلال افسردگی اساسی، افسردگی کلاسیک یا افسردگی تک‌قطبی نیز شناخته می‌شود. این نوع افسردگی کاملاً رایج است. حدود 2/16 میلیون بزرگسال در ایالات‌ متحده حداقل یک دوره افسردگی اساسی را تجربه کرده‌اند. افراد مبتلا به افسردگی اساسی در بیشتر روز و حتی هر روز علائمی را تجربه می‌کنند. این نوع افسردگی ارتباط چندانی با آن ­چه در اطراف شما اتفاق می‌افتد ندارد. شما می‌توانید یک خانواده ‌دوست داشتنی، تعداد زیادی دوست و یک شغل رؤیایی داشته باشید. می‌توانید زندگی­ای داشته باشید که دیگران حسادت کنند ولی هنوز هم افسردگی داشته باشید. حتی اگر دلیل واضحی برای افسردگی شما وجود نداشته باشد، به این معنی نیست که واقعی نیست یا می‌توانید به ‌راحتی آن را حل کنید. این یک نوع شدید افسردگی است که علائمی مانند موارد زیر را دارد:

  • استیصال، غم یا اندوه
  • مشکل در خوابیدن یا خوابیدن زیاد
  • کمبود انرژی و خستگی
  • از دست دادن اشتها یا پرخوری
  • دردهای غیرقابل توضیح
  • از دست دادن علاقه به فعالیت‌های لذت‌بخش قبلی
  • عدم تمرکز، مشکلات حافظه و عدم توانایی در تصمیم‌گیری
  • احساس بی‌ارزشی یا ناامیدی
  • نگرانی و اضطراب مداوم
  • افکار مرگ، خودزنی یا خودکشی

این علائم می‌توانند هفته‌ها یا حتی ماه‌ها ادامه داشته باشند. برخی از افراد ممکن است یک دوره افسردگی اساسی داشته باشند. صرف‌نظر از این ­که این علائم چقدر ادامه دارند، افسردگی اساسی می‌تواند در روابط و فعالیت‌های روزمره شما مشکل ایجاد کند.

افسردگی مداوم

اختلال افسردگی مداوم، افسردگی است که دو سال یا بیشتر ادامه دارد که به آن افسردگی مزمن نیز گفته می‌شود. افسردگی مداوم ممکن است به ‌اندازه افسردگی اساسی احساس نشود، اما هنوز هم می‌تواند بر ارتباطات شخص اثرگذار باشد و انجام کارهای روزمره را دشوار کند.  برخی از علائم افسردگی مداوم شامل موارد زیر است:

  • اندوه عمیق یا ناامیدی
  • عزت‌نفس پایین یا احساس عدم‌کفایت
  • عدم علاقه به چیزهایی که زمانی از آن‌ها لذت می‌بردید
  • تغییر در اشتها و تغییر در الگوی خواب یا انرژی کم
  • مشکلات تمرکز و حافظه
  • مشکل در عملکرد در مدرسه یا محل کار
  • ناتوانی در احساس شادی، حتی در موقعیت‌های شاد
  • کناره‌گیری اجتماعی

اگرچه این‌ یک نوع افسردگی طولانی‌ مدت است، اما شدت علائم می‌تواند تغییر کند و حتی کاهش یابد. برخی از افراد همچنین قبل یا در حالی ‌که به اختلال افسردگی مداوم مبتلا هستند، دوره‌هایی از افسردگی اساسی را تجربه می­کنند. به این حالت افسردگی مضاعف گفته می‌شود. افسردگی مداوم می‌تواند سال‌ها طول بکشد، بنابراین افراد مبتلا به این نوع افسردگی ممکن است احساس کنند علائم آن‌ها فقط بخشی از زندگی طبیعی آن‌ها است.

افسردگی جنون، اختلال دوقطبی

افسردگی شیدایی شامل دوره‌هایی از شیدایی یا هیپومانیا است که در آن شما احساس خوشبختی می‌کنید. این نوع از افسردگی می‌تواند با سایر انواع افسردگی همزمان باشد. افسردگی شیدایی یک نام منسوخ برای اختلال دوقطبی است. برای تشخیص اختلال دوقطبی، لازم است شخص دوره‌ای از شیدایی را پشت سر گذاشته باشد که این دوره به مدت هفت روز یا در صورت نیاز به بستری شدن در بیمارستان، کمتر نیز طول می‌کشد. دوره‌های این نوع از افسردگی همان علائم افسردگی اساسی را دارند، ازجمله:

  • احساس غم یا پوچی
  • کمبود انرژی، خستگی و مشکلات خواب
  • مشکل در تمرکز و کاهش فعالیت
  • از دست دادن علاقه به فعالیت‌های لذت‌بخش قبلی
  • افکار خودکشی

علائم یک مرحله شیدایی عبارتند از:

  • انرژی بالا
  • کاهش خواب
  • تحریک‌پذیری
  • افکار و گفتار رقابتی
  • بزرگ اندیشی
  • افزایش عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس
  • رفتاری غیرمعمول، پرخطر و خود تخریبی
  • احساس سرخوشی

در موارد شدید، اپیزودها می‌تواند شامل توهم و هذیان باشد. هیپومانیا نوع خفیف‌تری از شیدایی است و می‌تواند دوره‌های مختلفی داشته باشد که در آن همزمان هم شیدایی و هم افسردگی در فرد وجود داشته باشد. انواع مختلفی از اختلال دوقطبی وجود دارد که برای کسب اطلاعات و آگاهی بیشتر از آن‌ها لازم است در این خصوص بیشتر مطالعه کنید.

افسردگی روان‌پریشی

گاهی ارتباط افراد مبتلا به افسردگی اساسی در دوره‌هایی با واقعیت قطع می‌شود، این تجربه به روان‌پریشی معروف است که می‌تواند توهم نیز به همراه داشته باشد. تجربه‌ هر دو با هم ازنظر بالینی به عنوان اختلال افسردگی روان‌پریشی شناخته می‌شود.

توهم زمانی است که چیزهایی را می‌بینید، می‌شنوید، بو می‌کنید، مزه می‌کنید یا احساس می‌کنید که واقعاً در آنجا نیست. به‌ عنوان ‌مثال؛ این می‌تواند شنیدن صدا یا دیدن افرادی باشد که در آنجا حضور ندارند. توهم عقیده‌ای نادرست و غیرمنطقی است، اما برای شخصی که روان‌پریشی را تجربه می‌کند، همه‌ این موارد بسیار واقعی است.

افسردگی همراه با روان­پریشی می‌تواند مشکلات جسمی نیز به همراه داشته باشد. ازجمله‌ این مشکلات بی‌حرکتی و کند شدن حرکات بدن است.

افسردگی پری­ناتال

افسردگی پری­ناتال که ازنظر بالینی به‌ عنوان اختلال افسردگی اساسی با شروع پریود شناخته می‌شود، در دوران بارداری و طی چهارهفته پس از زایمان رخ می‌دهد. این نوع افسردگی اغلب افسردگی پس از زایمان نامیده می‌شود. البته فقط به افسردگی پس از زایمان خلاصه نمی‌شود و این نوع افسردگی در حین بارداری نیز رخ می‌دهد.

تغییرات هورمونی که در دوران بارداری و زایمان اتفاق می‌افتد باعث تغییراتی در مغز می‌شود که خلق‌وخو را تحت تأثیر قرار می‌دهد. کمبود خواب و ناراحتی‌های جسمی که اغلب همراه با بارداری و داشتن نوزاد تازه متولد شده ایجاد می‌شود نیز به روند این افسردگی کمک می‌کند.

علائم افسردگی پری­ناتال می‌تواند به‌اندازه علائم افسردگی اساسی باشد و شامل موارد زیر است:

  • غمگینی
  • اضطراب
  • عصبانیت یا خشم
  • خستگی
  • نگرانی شدید در مورد سلامتی و ایمنی کودک
  • ناتوانی در مراقبت از خود یا نوزاد جدید
  • افکار خودآزاری یا آسیب رساندن به کودک

زنانی که فاقد حمایت هستند یا قبلاً افسردگی داشته‌اند، در معرض خطر ابتلا به افسردگی پری­ناتال هستند، اما ممکن است برای هرکسی اتفاق بیفتد.

اختلال نارسایی قبل از قاعدگی

اختلال نارسایی قبل از قاعدگی (PMDD) یک ‌شکل شدید از سندرم قبل از قاعدگی (PMS) است. در حالی‌ که علائم PMS می‌تواند هم جسمی و روانی باشد، علائم PMDD بیشتر روان‌شناختی است. این علائم روان‌شناختی شدیدتر از علائم مرتبط با PMS است. به ‌عنوان ‌مثال، برخی از زنان ممکن است در روزهای منتهی به پریود احساسات شدیدتری داشته باشند. اما فرد مبتلا به PMDD ممکن است سطحی از افسردگی و اندوه را تجربه کند که مانع عملکردهای روزمره می‌شود. سایر علائم احتمالی PMDD عبارتند از:

  • گرفتگی، نفخ و حساسیت در پستان
  • سردرد
  • درد مفاصل و عضلات
  • غم و ناامیدی
  • تحریک‌پذیری و عصبانیت
  • نوسانات شدید خلقی
  • هوس غذایی یا پرخوری
  • هراس یا اضطراب
  • کمبود انرژی
  • مشکل در تمرکز
  • مشکلات خواب

به‌ طور مشابه با افسردگی پری­ناتال، اعتقاد بر این است که PMDD مربوط به تغییرات هورمونی است. علائم آن اغلب دقیقاً پس از تخمک‌گذاری شروع می‌شود و پس از پریود شدن، کاهش می‌یابد.

افسردگی فصلی

افسردگی فصلی، اختلال عاطفی فصلی نیز نامیده می‌شود و ازنظر بالینی به‌ عنوان اختلال افسردگی اساسی با الگوی فصلی شناخته می‌شود. این افسردگی مربوط به فصول خاصی است. برای بیشتر افراد، این افسردگی در ماه‌های زمستان اتفاق می‌افتد. علائم آن اغلب در پاییز شروع می‌شود و همان‌طور که روزها کوتاه می‌شوند ادامه می‌یابد تا به زمستان می‌رسد. علائم آن عبارتند از:

  • کناره‌گیری اجتماعی
  • افزایش نیاز به خواب
  • افزایش وزن
  • احساس روزمرگی
  • احساس غم، ناامیدی یا بی‌لیاقتی

افسردگی فصلی ممکن است با پیشرفت فصل بدتر شود و منجر به افکار خودکشی شود.  به‌ محض تغییر فصل و رسیدن بهار، این علائم بهبود می‌یابند. این افسردگی ممکن است مربوط به تغییر در ریتم بدن شما در پاسخ به افزایش نور طبیعی باشد.

افسردگی موقعیتی

افسردگی موقعیتی از جهات مختلف مانند افسردگی اساسی به نظر می‌رسد، اما با وقایع و موقعیت‌های خاص ایجاد می‌شود، مانند:

  • مرگ یک عزیز
  • یک بیماری جدی یا یک واقعه تهدیدکننده در زندگی
  • پشت سر گذاشتن طلاق یا گرفتن حضانت فرزند
  • مورد سوءاستفاده عاطفی و جسمی قرار گرفتن
  • بیکاری یا مشکلات جدی مالی

البته احساس غم و اضطراب در حوادثی از این قبیل طبیعی است و معمولاً روابط افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اما افسردگی موقعیتی زمانی اتفاق می‌افتد که این احساسات باعث تحریک‌پذیری شما می‌شود و در زندگی روزمره شما تداخل ایجاد می‌کند به شکلی که شما ناتوان به نظر می‌رسید. علائم افسردگی موقعیتی معمولاً ظرف سه ماه پس از واقعه اولیه شروع می‌شوند و می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

  • گریه مکرر
  • غم و ناامیدی
  • اضطراب
  • تغییر اشتها
  • مشکل خوابیدن
  • کمبود انرژی و خستگی
  • عدم توانایی تمرکز
  • کناره‌گیری اجتماعی

افسردگی غیرمعمول

افسردگی غیرمعمول به افسردگی گفته می‌شود که گاهی در پاسخ به وقایع مثبت و در جریان این وقایع ایجاد می‌شود و معمولاً گذرا و موقتی است. علیرغم نام آن، این نوع افسردگی غیرمعمول یا نادر نیست البته این جمله به معنای جدی بودن آن نسبت به سایر انواع افسردگی نیست. فرد مبتلا به افسردگی غیرمعمول ممکن است ازنظر دیگران و یا حتی خودش چندان افسرده به نظر نرسد. شخص مبتلا به افسردگی غیرمعمول ممکن است یک دوره افسردگی اساسی یا افسردگی مداوم را نیز تجربه کند. علائم دیگر افسردگی غیرمعمول می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • افزایش اشتها و افزایش وزن
  • غذا خوردن بی‌نظم
  • خیلی بیشتر از حد معمول خوابیدن یا بی‌خوابی
  • سنگینی در بازوها یا پاها که روزی یک ساعت یا بیشتر طول می‌کشد
  • احساس طرد شدن و حساسیت به انتقاد
  • دردهای مختلف

سخن آخر

در این مقاله انواع مختلف افسردگی به همراه علائم و توضیح مختصر در مورد هر یک به ‌منظور شناخت بهتر آن‌ها نسبت به یکدیگر مطرح شد. اگر دقت کرده باشید علائم این 9 مدل  افسردگی در مواردی کاملاً مشابه است اما برای درمان مؤثرتر لازم است نوع آن‌ها به‌ درستی تشخیص داده شود. بنابراین با دقت بیشتری در مورد هر یک به ‌صورت جداگانه مطالعه کنید و در صورت مشاهده‌ این علائم حتماً به پزشک مراجعه کنید.

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *