سلامت زنان را به شانس نسپاریم

سلامت زنان را به شانس نسپاریم

امروزه می‌دانیم زنان در مقایسه با مردان به میزان 70 درصد بیشتر احتمال تجربه‌ افسردگی را در طول زندگی‌شان دارند. اما با وجود رواج بسیار بالای این بیماری بین 30 تا 50 درصد اوقات این بیماری در زنان درست تشخیص داده نمی‌شود. زنان به میزان بیشتری نسبت به مردان علائم افسردگی مانند خستگی مفرط، اختلال خواب، درد و اضطراب را تجربه می‌کنند. این نوع تفاوت جنسیتی دربیماری تنها در موارد ابتلا به بیماری افسردگی دیده نمی‌شود بلکه در بسیاری از انواع بیماری‌ها نیز به چشم می‌خورد. بعد از گذشت زمانی طولانی از ناکارآمدی روش‌های درمانی بر زنان امروزه در دنیا مراکزی هستند که هدف آن‌ها کشف دلایل وجود تفاوت جنسیت در بیماری‌ها و به‌ کارگیری این کشفیات در جهت بهبود وضعیت سلامت زنان است.

هر سلول داری جنسیت است، بدین معنا که مردان و زنان متفاوت هستند تفاوتی که باعث شده گروهی را مرد و گروهی دیگر را زن بنامیم. این تفاوت در تمامی اندام‌های بدن مانند؛ مغز، قلب، ریه‌ها و مفاصل وجود دارد. درگذشته به‌ سختی اطلاعاتی در مورد سلامت زنان فارغ از عملکرد تولید مثل آن‌ها در اختیار بود و تمامی مطالعات بالینی حوزه‌ زنان حول بیماری‌های مربوط به رحم، تخمدان، پستان و حاملگی بود. اما موارد کثیر ناکارآمدی روش‌های درمانی و همچنین عوارض جانبی بیشتر انواع داروها بر زنان باعث شد تا تحقیقات پزشکی و کیفیت آن‌ها برای زنان و مردان برابر حرکت کند و زنان نیز به ‌عنوان نیمی از جمعیت جهان در مطالعات بالینی قرار بگیرند. حاصل این مطالعات نشان داد که زنان و  مردان در تجربه انواع بیماری‌های مشترک بسیار متفاوت هستند پس دلیلی ندارد همان شیوه‌های درمانی و همان داروهایی که برای مردان جوابگو است در مورد بیماری‌های زنان نیز ثمربخش باشد. اما این آموخته‌ها باعث نشد به ‌طور کامل این تفاوت‌ها جدی گرفته شود و سلامت زنان از سایه‌ شانس بیرون آید.

رفتار متفاوت بیماری در زنان و مردان

بیماری قلبی را شاید بتوان اولین قاتل زنان نامید. بسیاری از زنان با مشاهده علائم بیماری قلبی به پزشک مراجعه کردند و آزمایش‌های متعدد و پیشرفته‌ای برای هر یک تجویز شد اما بازهم بیماری آن‌ها به ‌درستی تشخیص داده نمی‌شد. نتایج سونوگرافی از عروق قلبی نشان می‌دهد که بیماری‌های قلبی در زنان مانند بیماری قلبی معمولی در مردان نیست. بیماری قلبی در مردان به‌ صورت یک انسداد گسسته در رگ‌ها است در حالی ‌که این بیماری در زنان به ‌صورت یک انسداد یکسان در رگ‌ها پخش‌ شده است و دیدن تغییرات آن‌ها مشکل‌تر خواهد بود. این در حالی است که در اساس این بیماری تفاوتی در شیوه‌های درمانی برای مردان و زنان نبود و تفاوت‌های جنسیتی نادیده گرفته‌ شده بود، درواقع در مورد زنان مبتلا به انواع بیماری‌های قلبی و یا سایر بیماری‌ها، استاندارد آزمایش‌ها واقعاً کافی نبود.

پژوهشگران مطالعات یک دوره ده‌ساله را بررسی کردند و نتیجه گرفتند، صدها مورد از این پژوهش‌ها باید دور ریخته شوند. چیزی که آن‌ها متوجه شدند، این بود که با اینکه در این پژوهش‌ها زنان نیز حضورداشته‌اند اما تفاوتی میان زنان و مردان قائل نشده‌اند، بنابراین با صرف هزینه و زمان بسیار، درنتیجه به‌ سلامت زنان و بهبود زندگی آن‌ها کمکی نشده است و این پژوهش‌ها نتوانست به این سؤال مهم که مؤثرترین راه برای درمان بیماری‌های قلبی زنان چیست، پاسخ دهد.

این تفاوت جنسیتی تنها در بیماری‌های قلبی دیده نمی‌شود بلکه در سایر بیماری‌ها نیز وجود دارد. سرطان ریه به‌ عنوان یکی از انواع سرطان با شیوع بالا و میزان بالای مرگ‌ومیر را درنظر بگیرید. با اینکه سیگار کشیدن ریسک ابتلا به سرطان ریه را افزایش می‌دهد اما می‌دانیم که ریسک ابتلا برای تمامی افراد همچنان وجود دارد. درواقع زنان سیگاری سه برابر بیشتر از مردان سیگاری به سرطان ریه مبتلا می‌شوند. نکته‌ جالب اینجاست که وقتی سرطان ریه در زنان تشخیص داده می‌شود گرایش به بهبودی در زنان بیش‌ از مردان است. ژن‌های به خصوصی در سلول‌های غدد ریه زنان و مردان وجود دارد و این ژن‌ها غالباً توسط استروژن فعال می‌شوند و هنگامی ‌که این ژن‌ها بیش‌ ازاندازه تحریک می‌شوند باعث نجات تدریجی بیمار از این بیماری می‌شوند، که این مورد در زنان جوان بیشتر از سایرین دیده می‌شود. مطالعات برای یافتن درمان‌های بالینی این بیماری به قوت خود باقی است اما چنین یافته‌هایی که حاکی از تفاوت‌های موجود بین زنان و مردان در روش‌ها و شیوه‌های درمانی است امیدهای زیادی را برای بهبود سلامت زنان فراهم کرده است.

دارویی که برای درمان سرطان ریه چندین سال پیش مورد بررسی قرار گرفت اثربخشی بیشتری بر تومورهای سرطانی ریه در زنان داشته است به ‌نحوی ‌که 82 درصد از افرادی که در اثر مصرف این دارو  تومورهای آن‌ها کوچک ‌شده است زنان بوده‌اند. درواقع جهش ژنتیکی ناشی  از این دارو در زنان بسیار متداول‌تر از مردان است و این یک رویکرد مهم در درمان سرطان ریه است که شامل جنسیت هم می‌شود.  تمامی این موفقیت‌ها زمانی در شیوه‌های درمانی حاصل می‌شود که سلامت زنان خارج از مکانیسم تولیدمثل از اهمیت بالایی برخوردار باشد و در سایه‌ شانس و احتمال نباشد.

نقش زمان و هزینه بر سلامت زنان

وقتی نرخ میزان مرگ‌ومیر براثر ابتلا به سرطان سینه در طول سال‌های گذشته را نگاه می‌کنیم و با نرخ حاصل از مرگ‌ومیر ناشی از سرطان ریه مقایسه می‌کنیم به ‌وضوح روش است که صرف هزینه و زمان بیشتر در حوزه‌ی درمان سرطان سینه ثمربخش بوده است و میزان مرگ‌ومیر ناشی از این بیماری روندی نزولی داشته است و تعداد قربانی‌های این سرطان به مرور زمان کاهش‌ یافته است. این در حالی است که میزان مرگ و میز براثر سرطان ریه همچنان روند افزایشی داشته است.  این مقایسه نقش صرف هزینه و زمان بر سلامت زنان را روشن می کند.

بیماری افسردگی که در ابتدای مقاله به آن اشاره کردیم، علت اصلی ازکارافتادگی زنان در جهان امروزی است. پژوهشگران دریافتند که بین مغز زنان و مردان در مناطق مرتبط با خلق‌وخو تفاوت‌هایی وجود دارد. تصاویر  ام آر آی گرفته ‌شده از زنان و مردان این تفاوت‌ها را نشان می‌دهد. وجود این تفاوت‌هاست که نیاز به شیوه‌های درمانی متفاوت را نشان می‌دهد، به ‌نحوی ‌که اگر از ابتدای شروع پژوهش‌ها تفاوت‌های جنسیتی وجود داشت قطعاً امروزه درمان‌های مؤثرتری برای انواع بیماری‌های زنان وجود داشت.

چرا داروها عوارض جانبی خطرناکی برای زنان دارند؟

80 درصد عوارض جانبی داروها بر زنان زمانی مشخص شد که این داروها به بازار عرضه‌ شده بوند. زمان زیادی صرف تولید و آزمایش این داروها می­شود و عوارض آن‌ها بر نیمی از جمعیت که زنان هستند زمانی کشف می‌شود که مسیر تولید و آزمایش‌های بالینی‌ها طی شده است و زمان و هزینه‌ی بالایی به همراه داشته است. چرا این مسیر طولانی باید طی می­شود و پس از مصرف دارو توسط زنان عوارض آن ها را بفهمیم؛ در حالی که از همان ابتدا لازم است تفاوت­های جنسیتی درساخت و تولید دارو لحاظ شوند.

سلول‌هایی که در آزمایشگاه‌ها موردبررسی قرار گرفت سلول‌های مردانه بوده‌اند یا حیوانات موردمطالعه نیز همه نر بوده‌اند، بنابراین آزمایش‌های بالینی تقریباً همگی به ‌طور اختصاصی بر روی مردان صورت گرفته است. داروی خواب‌آور آمبین را در نظر بگیرید چون زنان بیش از مردان از اختلال خواب رنج می‌برند بنابراین این دارو بیشتر برای زنان تجویز می‌شود تا مردان، اما سال‌ها بعد توصیه شد که دوز مصرفی این دارو باید برای زنان نصف شود چون متوجه شدند که سوخت ‌و ساز این دارو در زنان کندتر از مردان است بنابراین اثر داروها تا ساعت‌ها بعد از بیداری در زنان همچنان وجود دارد و زنان را در انجام فعالیت‌های مختلف مانند رانندگی با مشکل مواجه می کند.

بدن زنان نوسانات هورمونی بیشتری نسبت به مردان دارد. سیر بارداری نیز انجام آزمایش‌ها بر زنان را از بابت سلامت جنین خطرناک می‌سازد بنابراین از این ‌جهت انجام پژوهش بر سلول‌های مردانه از ریسک کمتری برخوردار است، آسان‌تر و ارزان‌تر نیز است.

سخن پایانی

سایه‌ شانس و احتمال بر سلامت زنان در پژوهش‌های کنونی کمتر از سابق است اما هنوز هم ادامه دارد. سلامت زنان خیلی فراتر از طب بیکینی و فرآیند تولیدمثل است و توجه به آن به ‌عنوان نیمی از جمعیت از اهمیت فراوانی برخوردار است. همان ‌گونه که ما کودکان را بزرگسالان کوچک نمی‌دانیم و طب مخصوص کودکان را داریم. پس لازم است وقتی به پزشک مراجعه می‌کنید این سؤال را بپرسید؛ آیا این بیماری، این درمان و این دارو برای زنان متفاوت از مردان است؟

ممکن است پزشک شما پاسخ به این پرسش را نداند اما شما سؤالی را پرسیده‌اید که به سلامت زنان خدمت می‌کند.

 

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *