هوش هیجانی (EQ) و تأثیر آن بر زندگی

هوش هیجانی (EQ) و تأثیر آن بر زندگی

آيا تا به حال کلمه هوش هیجانی يا هوش عاطفی به گوشتان خورده است؟ اگر پاسختان خير هم باشد، مشکلی نيست. چرا که ما در اين نوشتار به هوش هیجانی و این که چگونه می‌توان آن را در خود توسعه داد، می‌پردازیم . هوش در کل به سه قسمت تقسیم می‌شود که هوش هیجانی يکی از زمینه‌های آن است. همانطور که می‌دانید همه­ ما در سن مشخصی با کلاس درس و مدرسه آشنا می‌شويم. در مدرسه و دانشگاه مهارت‌های زيادی از قبيل خواندن و نوشتن را ياد می‌گیریم. بسياری از ما در آن سال‌ها با توجه بر مهارت‌های ياد گرفته، می‌توانیم راه شغلی آينده­ خود را ترسيم کنيم. اما با اين حال، در کنار اين همه مهارت، متأسفانه مهارت‌های ارزشمندی هم هستند که در کلاس‌های درس آموزش داده نمی‌شوند. يکی از اين مهارت‌ها شناخت هیجانات خود و ديگران است که روانشناسان با اصطلاح هوش هیجانی از آن ياد می‌کنند.

هوش هیجانی چيست؟

اصطلاح هوش هیجانی همانگونه که می‌دانيد مبحث تازه‌ای است. پس بهتر است برای درک صحيح‌تر، تعريفی ساده از هوش عاطفی داشته باشيم. هوش عاطفی توانايی مديريت احساسات به روشی مثبت برای کاهش استرس، غلبه بر مشکلات و همدلی با ديگران است. اين اصطلاح برای اولين بار در دهه­ 1990 ميلادی توسط دو روانشناس با نام‌های پيتر سالووی و جان ماير مطرح شد. بيانات جان ماير و پيتر سالووی اينگونه بود. کسانی که از هوش هیجانی بالا برخوردار هستند قادرند عواطف خود و ديگران را کنترل کنند. همچنين آن‌ها می‌توانند بين پيامدهای منفی و مثبت احساسات تمايز بگذارند.

پنج حوضه­ اساسی هوش عاطفی از ديدگاه گلمن

دانيل گلمن روانشناس و صاحب نظر علوم رفتاری، هوش هيجانی را استعداد، مهارت يا قابليتی می‌داند که به شکل عميقی شامل تمام توانايی‌های فردی می‌شود. مدل مختلط دانيل گلمن پنج حوضه­ اساسی دارد که در پايين آورده شده است. امروزه مدل دانيل گلمن توسط افراد زيادی به رسميت شناخته می‌شود. در کل چيزی که می‌توان از مدل گلمن ادراک کرد اين است که وقتی فردی دارای هوش عقلی یا بهر‌ه‌ هوشی (IQ) بالا است، لزوماً دارای هوش هیجانی بالا نیست. اما بالا بودن هوش در زندگی یک مزیت است. البته آن هم نمی‌تواند موفقیت در زندگی و روابط بین فردی و اجتماعی را ضمانت کند.

  1. خودآگاهی: خودآگاهی يکی از مهارت‌های اصلی در افراد، با هوش هیجانی بالا است. خودآگاهی در واقع داشتن شناخت کافی بر احساسات خود و آگاهی از نقاط قوت و ضعف خود است.
  2. تسلط بر خود (کنترل هيجانات) : اين مهارت به توانايی شما در سازگاری با تغييرات به وقوع پيوسته در محيط پيرامونتان اشاره دارد. به گفته­ روانشناسان با استفاده از اين ويژگی انسان می‌تواند رفتار­ها و هيجانات خود را در شرايط مختلف کنترل کند. برای مثال اگر بر خود تسلط نداشته باشید در هنگام جر و بحث دچار رفتارهایی چون ترحم‌جویی و احساس ترس شدید خواهید شد.
  3. انگيزه: همه‌ انسان‌ها در زندگی اهدافی دارند که ممکن است در راه رسیدن به این اهداف تحت تأثیر پاداش‌هایی مانند پول و موقعیت شغلی بهتر قرار بگیرند. پس در این صورت انگیزه‌ آن‌ها برای ادامه‌ مسیر بیشتر خواهد شد. البته در مدل گلمن انگیزه به خاطر لذت شخصی و حس کنجکاوی است. در کل عامل انگیزه در این مدل خود شخص است.
  4. همدلی: همانطور که مشاهده کردید در سه مورد قبلی تماماً به هیجانات درونی افراد پرداخته می‌شود. اما در این مورد که همدلی است هیجانات مربوط به دیگران مهم است. در کل همدلی را می‌توان مهارتی دانست که با آن می‌توانید به هیجانات دیگران پاسخ مناسب بدهید.
  5. مهارت‌های اجتماعی: این مورد شامل آگاهی از نیازهای خود و دیگران و توانایی همدلی است. یعنی فردی که دارای مهارت اجتماعی بالا است می‌تواند در محیط‌های کاری دیگران را به خوبی مدیریت کند. همچنین می‌تواند در روابط دوجانبه و حتی چندجانبه هم رفتار و گفتاری متقاعدکننده داشته باشد.
تقريباً همه¬ افراد قبول دارند که ضريب هوشی يا IQ در رسيدن افراد به موفقيت نقش مهمی دارد. اما بايد اين را هم بدانيم که تحقيقات انجام شده توسط روانشناسان نشان می‌دهد برای رسيدن به موفقيت تنها بهره¬ هوشی کافی نيست. در کنار بهره¬ هوشی بالا وجود هوش هیجانی (هوش عاطفی) هم به همان اندازه الزامی است.
هوش هیجانی

هوش هیجانی و تأثير آن بر زندگی حرفه‌ای

تقريباً همه­ افراد قبول دارند که ضريب هوشی يا IQ در رسيدن افراد به موفقيت نقش مهمی دارد. اما بايد اين را هم بدانيم که تحقيقات انجام شده توسط روانشناسان نشان می‌دهد برای رسيدن به موفقيت تنها بهره­ هوشی کافی نيست. در کنار بهره­ هوشی بالا وجود هوش هیجانی (هوش عاطفی) هم به همان اندازه الزامی است. پس بياييد برای درک بهتر، نقش کليدی هوش عاطفی در رسيدن به موفقيت را با يک مثال بيان کنيم. فرض کنيد برای کنکور سراسری آماده می‌شويد. تا روز امتحان هم هيچ مشکل ذهنی و روحی برايتان پيش نمی‌آيد. اما وقتی روز آزمون فرا می‌رسد و برگه‌ آزمون را مقابل خود می‌بینید ناگهان هیجان و استرس سرتاسر جسمتان را زير حکمرانی خود قرار می‌دهد و دست و پايتان را گم می‌کنيد. هر چقدر هم که فکر می‌کنيد ديگر قادر به ياد آوردن آن چه که خوانده‌ايد، نيستيد. دقيقاً در همين نقطه است که می‌توان به تأثير هوش هیجانی پی برد. اگر شما از هوش عاطفی بالايی برخوردار باشيد در چنين لحظاتی به خوبی می‌توانيد بر احساسات و هيجانات خود غلبه کرده و به موفقيت برسيد. همچنين يکی از آخرين مطالعات انجام شده توسط روانشناسان نشان می‌دهد که احتمال موفقيت در هر شغلی 58 درصد به هوش هیجانی يا عاطفی شما بستگی دارد.

ويژگی‌های افراد دارای هوش عاطفی بالا

ويژگی‌ها و خصوصيات عمومی افراد دارای هوش هیجانی در زير آورده شده است.

  • مهارت همدلی آن‌ها بالا است: يکی از بارزترين خصوصيات افرادی که دارای هوش هیجانی هستند، مهارت همدلی است. تصميمات آن‌ها در اکثر مواقع صحيح است. آن‌ها می‌توانند اتفاقات رخ داده را از ديد شخص مقابل هم ببينند. پس در چنين شرايطی از رويکردهای خودخواهانه جلوگيری می‌شود و اولين قدم برای تبديل شدن به انسانی اجتماعی برداشته می‌شود.
  • آن‌ها هميشه راه‌حل محور هستند: برای افراد دارای هوش هیجانی، مشکل چندان مهم نيست بلکه پيدا کردن راه‌حل مهم است. آن‌ها به جای له شدن زير بار سنگين و فشار مشکلات، بلافاصله شرايط را درک کرده و به دنبال راه‌حل می‌روند. چنين انسان‌هايی می‌دانند که شکايت مداوم و ابراز نارضايتی از مشکلات هيچ فايده‌ای برايشان ندارد. بنابراين آن‌ها به جای تمرکز روی مشکلات و ناراضی بودن به سبب بزرگی مشکلات روی راه‌حل مشکلات تمرکز می‌کنند.
  • آن‌ها هميشه باانگيزه هستند: آن‌ها می‌دانند که چگونه و به کجا بايد احساسات و افکار خود را هدايت کنند تا انگيزه‌ بالايی داشته باشند. همچنين از آن جايی که اين افراد راه‌حل‌محورند توانايی‌های انگزيشی‌شان به راحتی ممکن نيست از بين برود.
  • آن‌ها شکست خود را گردن ديگران نمی‌اندازند: آن‌ها بهانه‌جويی نکرده، ديگران را مقصر شکست خود نمی‌دانند و خود را هم ناديده نمی‌گيرند. البته اين بدان معنا نيست که در خود به دنبال تقصير و کوتاهی نمی‌گردند. آن‌ها می‌پذيرند که اشتباهات ناشی از انتخاب‌های اشتباه است پس خود را سرزنش نکرده و با خود دوست باقی می‌مانند.
  • آن‌ها می‌دانند که نمی‌توان کنترل همه چيز را همزمان در دست داشت: چنين افرادی می‌دانند که خودشان نمی‌توانند همه­ کارها را انجام دهند. آن‌ها آگاه هستند که هر چقدر هم تلاش کنند نمی‌توانند برخی چيزها را کنترل کنند. بنابراين در هر شرايطی آرامش خود را حفظ می‌کنند. به اين ترتيب آن‌ها دچار استرس نشده و ميزان انجام اشتباهات ناشی از وحشت را در خود کاهش می‌دهند.
  • آن‌ها اشتباهات را جزء تجارب می‌دانند: آن‌ها سعی بر اين دارند که مرتکب اشتباه نشوند اما با اين حال از اشتباه کردن هيچ ترسی ندارند. بنابراين چنين اشخاصی هيچ وقت از ترس شکست خود را در منطقه­ امن ذهنی زندانی نمی‌کنند. آن‌ها همه چيز را تجربه دانسته و سعی مي‌کنند به جای گير افتادن در موقعيت‌ها، راهی برای نجات پيدا کنند.

کاربردهای هوش هیجانی

برای درک هر چه بهتر موضوعی با نام هوش هيجانی اين سؤال بسيار خوبی است. پس بياييد اين بخش از مقاله­ هوش هيجانی را به دقت مطالعه کنيم.

  • افراد با نسبت هوش هیجانی بالا اعتماد به نفس بالايی در زندگی و حين مواجهه با مشکلات از خود نشان می‌دهند.
  • افرادی که از هوش عاطفی بالايی برخوردارند می‌توانند رهبران بهتر‌ی شوند. آيا تا به حال دقت کرده‌ايد که کانديداهای انتخاباتی و سياستمداران چگونه صحبت می‌کنند.آن‌ها اغلب طوری انسان‌ها را خطاب قرار می‌دهند که احساساتشان را درگير حرف‌های خود کنند. در واقع کانديداها و سياستمداران با بهره‌گيری از هوش هیجانی بالا می‌توانند ديدگاه‌های خود را به مردم تحميل کنند. همچنين سياستمداران با هوش هیجانی بالا در مقابل رقيبانشان که از هوش منطقی بالايی برخوردارند بيشتر مورد حمايت مردم هستند.
  • هوش عاطفی يک مهارت بسيار مهم در زمينه درک اتفاقات پيرامون خود است. به عنوان مثال، برخی رفتارها هستند که دوست نداريم در جامعه تکرار شوند اما به هر دليلی مرتباً تکرار می‌شوند. دقيقاً اينجاست که هوش هیجانی وارد عمل شده و می‌تواند ما را به درک صحيحی از اتفاقات پيرامون برساند. به گفته­ روانشناسان توانايی معنا بخشيدن به اتفاقات اطراف خود برای سلامتی روحی و روانی بسيار مفيد است. همچنين اين مهارت در پيدا کردن راه‌حل برای مشکلات حائز اهميت است.
  • در علوم رفتاری هوش عاطفی از جايگاه و اهميت ويژه‌ای برخوردار است. هوش هیجانی در شکل‌گيری روابط اجتماعی بسيار مهم است. چون فرد دارای هوش عاطفی بالا هم می‌تواند عواطف خود و هم عواطف ديگران را به خوبی تفسير کند. در نتيجه هوش هیجانی می‌تواند به تقويت روابط اجتماعی و همچنين روابط دو طرفه کمک کند.
  • ميزان هوش هیجانی توانايی ما در مقابله با مشکلات را نشان می‌دهد. هر چه ميزان هوش عاطفی ما بيشتر باشد بهتر می‌توانيم با احساسات خود کنار بياييم. همچنين بر تعارضات عاطفی خود راحت‌تر می‌توانيم غلبه کنيم.
  • در ابراز همدلی با ديگران هم، همين هوش عاطفی نقش مهمی دارد. يکی از خصوصياتی که سبب رفتار انسانی افراد می‌شود بخش احساسی هوش يعنی هوش هیجانی است. در واقع هوش عاطفی سبب به وجود آمدن رفتار انسانی و جلوگيری از رفتار ربات‌گونه می‌شود.
  • هوش عاطفی يا احساسی يک مهارت مهم برای دستيابی به آرامش، هماهنگی و خوشبختی درونی است.

اگر بخواهيم موارد ذکر شده در بالا را بررسی کنيم با نتيجه‌ای روبرو خواهيم شد که شايد با ديدگاه قبلیتان در تناقض باشد. ممکن است در گذشته فکر کرده باشيد که ضريب هوشی مهمترين فاکتور در موفقيت است. اما حالا با در نظر گرفتن موارد ذکر شده در بالا به احتمال زياد شما هم همانند ما فکر می‌کنيد. پس در اينجا درمی‌يابيم که هوش هیجانی هم حداقل به اندازه­ ضريب هوشی در رساندن افراد به خوشبختی مهم است.

تفاوت‌های هوش هیجانی با بهره‌ هوشی

IQ همان هوش عادی است که همه می‌شناسند. حتماً شما هم اشخاصی را می‌شناسید که هوش بالایی دارند اما در مقابل زندگی موفقی ندارند. IQ می‌تواند فرد را به دانشگاه مورد علاقه یا شغل مورد علاقه برساند اما از اینجا به بعد این هوش عاطفی است که می‌تواند در رسیدن به موقعیت‌ها و موفقیت‌های بیشتر به فرد کمک کند. اما در کل بیشترین موفقیت زمانی به دست خواهد آمد که هر دو هوش در فرد تقویت شده باشند.

IQ همان هوش عادی است که همه می‌شناسند. حتماً شما هم اشخاصی را می‌شناسید که هوش بالایی دارند اما در مقابل زندگی موفقی ندارند. IQ می‌تواند فرد را به دانشگاه مورد علاقه یا شغل مورد علاقه برساند اما از اینجا به بعد این هوش عاطفی است که می‌تواند در رسیدن به موقعیت‌ها و موفقیت‌های بیشتر به فرد کمک کند. اما در کل بیشترین موفقیت زمانی به دست خواهد آمد که هر دو هوش در فرد تقویت شده باشند.
تفاوت هوش هیجانی و هوش عاطفی

آيا می‌توان هوش هیجانی را تقويت کرد؟

اين که می‌توان هوش عاطفی را افزايش داد يا نه، همچنان يکی از مباحث پرگفتگو است. در واقع دانشمندان حوضه‌ روانشناسی هنوز در اين مورد به اتفاق نظر نرسيده‌اند. اما دانشمندانی که قابل افزايش بودن آن را ممکن می‌دانند بر ضرورت عشق ورزيدن در کودکی تأکيد می‌کنند.

پس با توجه به گفته‌های روانشناسان می‌توان دريافت که هوش هیجانی را می‌شود تا جايی در خود تقويت کرد. اولين قدمی که برای توسعه­ هوش هيجانی و افزايش قدرت تصميم‌گيری در خود می‌توان برداشت. درک احساسات خودتان است. جهت تقويت هوش عاطفی می‌توانيد از متخصصان اين زمينه کمک بگيريد و راه‌های پيشرفت در اين زمينه را آموزش ببينيد. با اين حال اگر زمان کافی را برای آموزش ديدن نداريد باز راه‌های ديگری برای پيشرفت در اين زمينه داريد. با انجام کارهای زير می‌توانيد به خوبی زندگی روزمره­ خود را در جهت مثبت سوق دهيد.

  • سخت است اما سعی کنيد استرس خود را در هر شرايطی که هستيد کنترل کنيد.
  • هميشه سعی بر اين داشته باشيد که بتوانيد احساسات خود را مديريت کنيد. در اين مورد تمرينات تنفسی مانند نفس عميق می‌تواند مفيد باشد.
  • در حين برخورد به مشکلات، ذهن خود را درگير مشکل نکنيد و تنها روی پيدا کردن راه‌حل تمرکز داشته باشيد.

سخن پایانی

در جمع‌بندی این نوشتار باز هم تأکید می‌کنم که افراد با نسبت هوش عاطفی بالا قادرند احساسات و هیجانات خود را در مسیری درست هدایت کرده و دستاوردهای اجتماعی داشته باشند. در کل این حد از تعادل، خوشبختی و شادی را هم می‌تواند فراهم کند. همچنین به خاطر داشته باشید که تنها IQ بالا نمی‌تواند موفقیت را به دنبال داشته باشد. اما اگر با هوش عاطفی همراه شود می‌تواند شما را تبدیل به یک رهبر در جامعه کند. اما از دید من نکته‌ای که نباید فراموش شود کنترل احساسات شخصی و تصمیم‌گیری با خونسردی است. در پایان سخن هم صلاح دیدم که این مطلب را با سخنی زیبا از ارسطو به پایان ببرم.

عصبانی شدن آسان است. همه می‌توانند عصبانی شوند، اما عصبانی شدن در برابر فرد مناسب، به میزان مناسب، در زمان مناسب، به دلیل مناسب و به روش مناسب چندان آسان نیست.

منابع

www.google.com

www.mediaclick.com.tr

 

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *